...و چشمانت با من گفتند که فردا روز دیگری است نخستین دیوار با اشک تو جوانه زد و آنقدر در تنهائی ام پدر شد که امروز همه ی دنیا اتاق من است و زمین،رختخواب کودکی ام که هر شب دست و پایم از آن بیرون می زند "احسان نجفی" نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 20:22 توسط مانی| |
نخستین دیوار با اشک تو جوانه زد و آنقدر در تنهائی ام پدر شد که امروز همه ی دنیا اتاق من است و زمین،رختخواب کودکی ام که هر شب دست و پایم از آن بیرون می زند "احسان نجفی" نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 20:22 توسط مانی| |
نخستین دیوار با اشک تو جوانه زد
و آنقدر در تنهائی ام پدر شد
که امروز همه ی دنیا اتاق من است
و زمین،رختخواب کودکی ام
که هر شب دست و پایم از آن بیرون می زند
"احسان نجفی"