الما
...و چشمانت با من گفتند که فردا روز دیگری است
و من پنداشتم ولی برد ز یاد
![]()
او مرا خواهد برد
به همان کوچه ی رنگین شده از تابستان
به همان خانه ی بی رنگ و ریا
و همان لحظه که بی تاب شوم
او مرا خواهد برد
به همان سادگی رفتن باد
او مرا برد نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت
17:46 توسط مانی| |
| Design By : Night Skin |


