الما
...و چشمانت با من گفتند که فردا روز دیگری است
بغض آسمان می شکند فرشتگان می گریند چه کسی می داند.؟ شاید برای غریبی تو یا تنهائی من.. پائیز باز رسید... با حس غریبی که منو با خودش به انتها می بره پائیز از راه رسید و با خودش کودکی رو آورد که سالهاست با دستان خودم در نای نای ثانیه های غبار گرفته گذشته مدفونش کردم پائیز با بغض فرو خورده اش.. با رنج هزار ساله اش.. رسید .. می خوام اونو فریاد بزنم می خوام ازش گلایه کنم می خوام اون کودک رو دوباره بیدار کنم تا باز هم خدا رو در آغوش بگیرم و بر روی زانوانش به خواب روم برای همیشه...
| Design By : Night Skin |


