الما
...و چشمانت با من گفتند که فردا روز دیگری است
مرا تا بیابان بی انتهای جنون برد کسی با نگاهش مرا تا درندشت دریای خون برد مرا بازگردان مرا ای به پایان رسانیده آغاز گردان... صدای پای تو که می روی و صدای پای مرگ که می آید .... دیگر چیزی نمی شنوم !
کسی با سکوتش
نوشته شده در سه شنبه بیستم تیر 1385ساعت
18:58 توسط مانی| |
نوشته شده در یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت
19:57 توسط مانی| |
| Design By : Night Skin |

