تبليغاتX
الما


الما

...و چشمانت با من گفتند که فردا روز دیگری است

مرا عمري به دنبالت كشاندي
سرانجامم به خاكستر نشاندي
ربودي دفتر دل را و افسوس
كه سطري هم از اين دفتر نخواندي
گرفتم عاقبت دل بر منت سوخت
پس از مرگم سرشکي هم فشاندي
گذشت از من ولي آخر نگفتي
كه بعد از من به اميد كه ماندی
                                 "   فریدون مشیری   "                

نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم دی 1384ساعت 20:17 توسط مانی| |

تمام دلتنگیم را بر دامان ابری

گره خواهم زد

وخیس در ردیف غروب می ایستم

به انتظار تو...

خوب میدانم که سهم من لبخندی بیش نیست

نوشته شده در سه شنبه سیزدهم دی 1384ساعت 19:25 توسط مانی| |


Design By : Night Skin