تبليغاتX
الما


الما

...و چشمانت با من گفتند که فردا روز دیگری است

آنکه می گوید دوستت دارم
خنیاگر غمگینی است
که آوازش را از دست داده است
ای کاش عشق رازبان سخن بود
هزار کاکلی شاد
در چشمان توست
هزار قناری خاموش در گلوی من
عشق را ای کاش زبان سخن بود
آنکه می گوید دوستت می دارم
دل اندوهگین شبی است
که مهتابش را می جوید
ای کاش عشق رازبان سخن بود
هزار آفتاب خندان در خرام توست
هزار ستاره گریان
درتمنای من
عشق را ای کاش زبان سخن بود
                           " احمد شاملو"
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1384ساعت 21:31 توسط مانی| |

از دورها ...

می آیی

و فقط یک چیز

یک چیز کوچک

در زندگی من جا به جا میشود

اینکه دیگر بدون تو

در هیچ کجا نیستم!

             " آنتوان سنت اگزوپری"              

نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم شهریور 1384ساعت 10:38 توسط مانی| |

چه سعادتی است وقتی که برف می بارد

دانستن اینکه...

تن پرنده ها گرم است

نوشته شده در یکشنبه سیزدهم شهریور 1384ساعت 20:32 توسط مانی| |

                                                   آن گاه که تولد فردایی شد برای زیستنم  

دانستم که: نیستم

 آن گاه که عشق طوفانی شد در قلبم

دانستم که:ویرانم

وآن گاه که..مرگ ندایی شد برای رفتنم

                                               دانستم که:بر بادم..

نوشته شده در دوشنبه هفتم شهریور 1384ساعت 20:38 توسط مانی| |

آه میترسم این آخرین کبریت هم آتش نگیرد

کاش بودی و چراغ نمی خواستم

اما نه

کاش نبودی و آسوده می مردم

نوشته شده در جمعه چهارم شهریور 1384ساعت 20:39 توسط مانی| |

چشمهایت را دوست دارم

چشمهایی که مثل باد همیشه سرگردانند

چشمهایی که رویای وارونه ی برکه را باآسمان اشتباه  می گیرند

و هنوز دوست دارم خطوط استوار چهره ات را ...

که لرزان تر از حباب جیوه در مغاکی از فریب می لغزد

چگونه گم میشوی

                     که خویش را نمی یابم..

نوشته شده در چهارشنبه دوم شهریور 1384ساعت 20:24 توسط مانی| |


Design By : Night Skin